سيد محمد على ايازى

158

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

خداوند تأكيد و تصريح مىكند و نمىتوان گفت كه او بر خلاف اماميه ، قائل به فاعل موجب بودن خداوند است . « 1 » 6 . ايمان و كفر : از ديد اماميه ، ايمان فقط تصديق به قلب است و اقرار به زبان ، نشانهء آن است . شارح ، ايمان را اعتقاد ثابت و جازم به احوال مبدأ و معاد ، ملائكه ، كتب رسل و . . . مىداند . در جاى ديگر ، ايمان و كفر را دو طريق متقابل مىداند كه هر كدام ، پيروانى دارند و داراى چهار طبقه و مرتبه هستند . « 2 » 7 . عرش : از موضوعات بحث‌انگيز كلامى ، بحث عرش و مباحث پيرامون آن است . شارح ، آن را در لغت به معناى « سرير ملك » ترجمه كرده است و عبارت « ايشان بر يمين عرش‌اند » را كنايه از كرامت و علوّ منزلت از مخلوقات دانسته ، مىگويد : در عرف متشرّعه ، عرش ، به سه امر اطلاق مىشود : ملك ، جسم محيط بر ساير اجسام - كه همان فلك تاسع است - ، و علم محيط به جميع اشيا . « 3 » 8 . روح : شارح ، در ابتدا به معانى مختلفى كه در قرآن و سنّت براى اين واژه ، در نظر گرفته شده ، اشاره مىكند . سپس به اختلاف متكلّمان و حكما در حقيقت آن مىپردازد و در پايان ، با استناد به آيهء « قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » ، « 4 » بيان مىكند كه حقيقت روح را كسى درك نمىكند و روحانيون ، جواهر مجرّد نورانىاى هستند كه در وجود ، به جسم نياز ندارند ؛ ولى در فعل و تصرّف نيازمندند . « 5 » 9 . ملائكه : شارح ، مباحثى را دربارهء تلبّس ملائكه و شياطين و اجنّه كه اجسام شفاف دارند ، مورد بررسى قرار مىدهد . « 6 »

--> ( 1 ) . ر . ك : همان ، ج 1 ، ص 112 . ( 2 ) . همان ، ص 59 . ( 3 ) . همان ، ص 205 . ( 4 ) . سورهء إسراء ، آيهء 85 . ( 5 ) . شرح ملّا صالح ، ص 204 . ( 6 ) . ر . ك : همان ، ص 82 .